چشمان قرن بیستم

عکسهای بسيار عجيبی هستند. قرار است اين، يک گزارش تصويري از مراسم تاجگذاري جورج ششم و ملکه اليزابت، فرمانروايان سلطنتي انگلستان باشد اما در هيچکدام از عکسها محض رضاي خدا، سايه ي پادشاه و ملکه هم وجود ندارد! اين تضاد عميق در عکاسي خبري (فتو ژورناليسم) کار يک جوان هنجار شکن نيست. اين عکاسي يک مرد متشخص و آداب دان است که حرف زدن عادي او نیز پر از واژه هاي فلسفي است. فرزند يک خانواده ي مرفه که هرگز والدينش را با ضمير «تو» مخاطب قرار نداده است. بر خلاف روال داستانهاي انسانهاي بزرگ که هميشه کودکي سختي داشته اند، کودکي و جواني قهرمان امروز ما بسيار آبرومند و آرام بوده است اما اين آرامش زندگي به جاي ايجاد خمودي، ذهن او را خلاق تر از بسياري از عکاسان نمود.
ادامه خواندن Continue reading

خلوت نشین

وب سايت جالبي است! هر چند به نظرم قدري بايد روي مطالبش کار کند اما خب، کاچي به از هيچي. اطلاعات جالبي را از نظامي گري دارد و از همه مهمتر عکسهاي مناسبي را دستچين کرده است.

براي چند مقاله اش کامنت گذاشته ام. مقاله ي تک تيراندازان معروف جهان را باز مي کنم. نگاه مختصري به آن برايم کافيست که متوجه شوم اين، ترجمه اي از يک مقاله ي آمريکايي است چرا که با آب وتاب سعي دارد تک تيراندازان آمريکايي را هم رديف اسطوره هاي تک تيراندازي روسي و فنلاندي بياورد و با تعصبي خاص از درج نام حتي يک تک تيرانداز آلماني خودداري کرده است!

ترجيح مي دهم اين نکته را در کامنت يادآور شوم. به هر حال من هم گاهي بدم نمي آيد معلوماتم را به رخ بکشم! شخصي قبل از من کامنتي نوشته است. برايم جالب است. آن را مي خوانم. و اينک بايد به متن کامنتم يک جمله را اضافه کنم: يک اعتراف توام با شادي به جهل خودم.
…و يک مقاله ي ديگر در ادامه ي مطلب. باز هم روزگار مرا پيش آموزگاري ديگر نشاند.
ادامه خواندن Continue reading

عاشقترين عاشيقها

سال 1953
هندوستان
مسير راه آهن دهلي-به حيدرآباد

راننده ي قطار با ديدن انبوه جمعيت سريعاً با کشيدن اهرمهاي مربوط سعي مي کرد تا حد ممکن سريعتر قطار را متوقف کند. جيغ التماس آميز چرخهاي فلزي قطار بر روي ريل دل هيچ يک از مردم حاضر روي ريل را نمي تواند به همدردي وادارد کند. به صدا در آوردن بوق معروف قطارها هيچ کمکي به متفرق کردن اين خيل عظيم نمي کرد. انبوه جمعيت راه قطار را بسته است. آنها توقف قطار را مي خواهند. تسليم شدن در برابر اين موج جمعيت منطقي ترين چاره است. جمعيت، آرام آرام به سمت قطار متوقف شده مي آيد. آنها فقط يک درخواست دارند. آنها يک صدا نام يکي از مسافران را بر زبان مي رانند و منتظرند تا «آن مرد» خود را نشان دهد.

مردي حدوداً 40 ساله در چارچوب در واگن مسافران ظاهر مي شود. رو در روي جمعيت. رو در روي هنديهايي که پشت امپراتوري بريتانيا را به لرزه در آورده اند. جمعيت، يک صدا و يک دل از او يک درخواست دارد….

و يکي از عاشق ترينهاي تاريخ ترسيم مي شود: با نفس، با کلام و با احساس اما بدون ساز! عاشقي عناصر اربعه نمي خواهد. عاشقي روح مي خواهد….
ادامه خواندن Continue reading

قایم موشک

زماني اين صحنه شايد خنده دارترين صحنه در يک فيلم بود:
تلويزيون يا راديو سر و صدا مي کند. فرد بي حوصله و خواب آلود ولو شده روي مبل، دمپايي اش را بر مي دارد، به سمت دستگاه پرتاب مي کند و با برخورد دمپايي به دستگاه، صداي آن قطع مي شود!

امروز شايد اين سکانس براي بينندگان فيلمهاي کمدي هيچ جذابيتي نداشته باشد اما خب، در يک زمينه ي کاري ديگر، اين مساله بسيار بسيار جدي دنبال مي شود. خيلي جدي تر از آن چه تصور کنيد. این داستان خیلی خیلی جدی، موضوع بازی امروز ماست.

ادامه خواندن Continue reading

رژیم غذایی موبایلی

اين روزها بحث رژيم گرفتن مد روز است. همه ي پزشكان و حتي غير پزشكان(!) معتقدند كه رژيم پيشنهادي آنها سعادت ابدي را براي رژيم گيرندگان به ارمغان خواهد آورد. نظر من اين است كه رژيم غذايي روي خيلي چيزها اثر مي گذارد. حتي مي تواند تكنولوژي را متحول كند. اگر باورتان نمي شود ادامه ي مطلب را بخوانيد.
ادامه خواندن Continue reading